ایران با برخورداری از میراث بیداری تاریخی دیرپا و آگاهی فرهنگی نسبت به هویت خود، به عصر ملتسازی و ناسیونالیسم قرن نوزدهم پای گذاشت. اندیشههای جدید غربی (که از قرن هجدهم در غرب گسترش یافته بودند)، با انطباق و بازسازی مفهوم از پیش موجود هویت ایرانی که در طول قرنها تکامل یافته بود، اهمیت تازهای کسب کردند. مورخان ناسیونالیسم تطبیقی این را میپذیرند که ایران از جملهی چند ملتی است که عصر ناسیونالیسم را با برخورداری از ریشهی تاریخی عمیق و تجربهی بازسازی مداوم هویت پیشامدرن خود تجربه کرد. (1) اندیشههای مدرن ملت، ناسیونالیسم و هویت ملّی- به منزلهی مجموعهای از احساسات دربارهی ملت و دولت ملت مدرن که آرمانهای خودمختاری، وحدت و رفاه ملت را میرساند- ذخایر تاریخی غنی هویت ایرانی را تقویت کردند. این اندیشههای جدید هویت مردم را از رعایا به شهروندان تبدیل کردند. به علاوه، با این دگرگونیها در آگاهی و هویت سیاسی، احساس وطنپرستی از احساسات مذهبی جدا شد و وفاداری به ملت به یک ارزش سیاسی مدرن تبدیل شد.
هنگامی که جامعهی پیشامدرن ایرانی با عصر مدرن ناسیونالیسم روبه رو شد، بر اساس علایق موجود قومی و سرزمینی، خاطرات تاریخی و برپایهی رویدادهای تاریخی خود، در پی آفرینش یک هویت ملّی ایرانی مدرن برآمد. در این رویارویی جدید با جهان خارج، نیروهای روشنگر و اندیشمندان ایرانی- که پیشینیان آنها به ایجاد و انتقال ایدهی هویت ایرانی از اواخر دورهی ساسانی کمک کرده بودند- زمینهساز برآمدن روشنفکرانی (یعنی آفرینندگان و بازتولیدکنندگان اندیشههای فرهنگی مدرن) شدند که مخاطبان گستردهای از طبقهی روشنبین (مردم تحصیلکردهای که مصرفکنندهی اندیشههای آنها بودند) داشتند. این دانشمندان جدید مفاهیم مدرن ناسیونالیسم و هویت ملّی ایرانی را بر اساس میراث غنی فرهنگی کهن چندصدسالهی ایرانی بسط و گسترش دادند. (2) نمونهی گویای خاطرات تاریخی از پیش موجود ایرانی که به پردازش اندیشهی مدرن ملت و ناسیونالیسم کمک کرد، چاپ مکرر کتاب پرنفوذ تاریخ پادشاهان باستانی ایرانی، یعنی المعجم فی آثار ملوک العجم نوشتهی فضل الله حسین قزوینی (3) بود. این کتاب که در قرن چهاردهم نوشته شد و در حدود 50 نسخهی دستنویس تکثیر شد، در فاصلهی سالهای 1831 تا 1891 م. هفت بار در تبریز، تهران، اصفهان، و سه بار در اواسط قرن بیستم چاپ شد. (4) این کتاب در میان تعداد اندک عنوانهای مشهور تجدیدچاپ شده در این دوره، مدام تجدیدچاپ میشد. گرچه توزیع گستردهی کتاب از کاربرد آن برای درس شیوهی نگارش دشوار فارسی ناشی میشد، اما استفاده از آن از سوی گروه بزرگی از دانشجویان به پخش و نشر اطلاعات مربوط به هویت «قومی- ملی» ایرانی کمک کرد. (5)1. فرهنگ واژگان در حال ظهور ملّی ایران
واژهی «ملّت» [Nation] در کاربرد مدرن آن که از کلمهی لاتین ناسیون (گروهی که در اثر ولادت یا محل سکونت با هم رابطه دارند) گرفته شده است، در زبانهای گوناگون اروپایی، آن هم عمدتاً در قرون هجدهم و نوزدهم، شکل گرفت. در زبان فارسی، واژهی ملت به صورت واژهی معادل «ناسیون» در قرن نوزدهم رایج شد. تا آن زمان، واژهی ملت به هر نوع اجتماع دینی و مذهبی و به ویژه بیشتر به پیروان ادیانی که کتاب مقدس داشتند (یعنی اهل کتاب شامل مسلمانان، یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) اشاره میکرد. مفهوم مدرن «ملت» در دو مرحله از مفهوم اجتماع دینی و مذهبی (ملت) ریشه گرفت؛ نخست تعبیر «ملت مسلمان ایران» با افزودن کلمهی «ایران» به تعبیر سنتی اجتماع مذهبی مسلمان «ملت مسلمان» ساخته شد تا ترکیب ایرانی اجتماع مذهبی (یعنی ملت مسلمان ایران) را برساند، و اندکی بعد با نشانهی مذهبی آن، ترکیب صرفاً به «ملت ایران» تبدیل شد.2. هویت ملّی در جنبشهای اصلاحی و انقلاب
هویت ملّی و جنبشهای اصلاحی
جنبش اصلاحی ایران که در وهلهی نخست پاسخ دانشمندان اصلاحطلب ایران به چالشهای قدرتهای غربی بود، ابزار گسترش اندیشههای جدید ملت و وطن ملّی محسوب میشد. آنها در آرزوی مدرنیزه کردن ادارات و نهادهای فرسودهی دولت و اقتباس تکنولوژی و ساختار سیاسی مدرن برای توسعهی توانمندی ایران برای مقاومت در برابر تهاجمات غربی بودند. جنبش اصلاحی که عباسمیرزا و وزیر اصلاحطلب او میرزاابوالقاسم قائم مقام در نخستین دهههای قرن نوزدهم آغازگر آن بودند، در زمان امیرکبیر در دورهی سالهای 1231- 1227 ش. (1848- 1852 م.) پیشرفت چشمگیری کرد. امیرکبیر که به روسیه و امپراتوری عثمانی سفر کرده بود، با نهادهای مدرن آشنا شد و واژههای جدید «غیرت ملت و خاک و وطنپرستی» را به کار گرفت. او بیش از هر چیز نگران توسعهی زیربنایی حکومت به منظور حفظ تمامیت ارضی و خودگردانی سیاسی ایران بود. یکی از نویسندگان روشنفکر ایران نوشته است که «ما او را نمایندهی ناسیونالیسم ایرانی علیه رخنهی استعمار سیاسی و اقتصادی اروپا میدانیم». (10)مدارس مدرن و مطبوعات
دهههای پایانی قرن نوزدهم شاهد پیدایش آموزش مدرن و مطبوعات بود. این نکته را بسیاری پذیرفتهاند که گسترش اندیشهی مدرن ناسیونالیسم در غرب و آسیا و آفریقا نیز ناشی از توسعهی مطبوعات و گسترش مدارس مدرن بود. (12) در نتیجه، هزاران نفر از ایرانیان از اندیشهها و نهادهای سیاسی مدرن آگاهی یافتند. آوردن تحصیلات غربی به ایران از سوی مدارس هیئتهای مذهبی مسیحی و مهمتر از آن، بنیانگذاری مؤسسهی پلیتکنیک (دارالفنون) در 1231ش. (1825م.) و مدرسهی علوم سیاسی در 1278 ش. (1899م.) (که درسها و کتابهای مربوط به تاریخ ایران را ارائه میداد)، کمک بسیار مهمی به گسترش اندیشههای سیاسی مدرن ملت و ناسیونالیسم در میان طبقهی در حال ظهور روشنفکر کرد. تأسیس چاپخانهها در تبریز، تهران، اصفهان و سایر شهرهای بزرگ به انتشار انبوه کتابها و روزنامهها انجامید. حدود یک پنجم این کتابها (از جمله کتابهای تجدیدچاپ شده) به ایران پیش از اسلام اختصاص یافت، و از جملهی آنها کتابهای المعجم فی آثار ملوک العجم نوشتهی حسین قزوینی، تاریخ ساسانیان (مربوط به ریشهی اشکانی قاجارها) نوشتهی اعتمادالسلطنه (1272- 1270ش./ 1891- 1893 م.)، شاهنامهی فردوسی، کتاب مؤثر مروج اندیشههای ناسیونالیستی جنبش زرتشتی دساتیر (13)، و کتاب جاویدان خرد مربوط به اخلاق ایرانی (14)، دوباره چاپ شدند. علاوه بر این، ورود کتابهای فارسی چاپ هند، و نیز تعدادی روزنامههای فارسی چاپ کلکته، استانبول، قاهره، لندن و پاریس نیز به گسترش و انتشار اندیشههای سیاسی انتقادی و نیز ایدئولوژی ناسیونالیستی در میان طبقهی روشنفکر ایرانی کمک کردند.ناسیونالیسم رومانتیک
شناختن خود بر اساس گذشتهی باشکوه از طریق مکانهای تصوری و دورانهای طلایی به مردم کمک میکند تا از موقعیت فلاکتبار و تأسفبار کنونی فراتر روند. بنابراین، طبیعی بود که هواخواهان نخستینِ ناسیونالیسم در ایران به جست و جوی روحیه و شکوه ملّی ایران، و روح ازلی یک موجودیت یکپارچه برخیزند که فرهنگ خاص خود را دارد. در این جا به دوران طلایی پیش از اسلام با نگاهی رومانتیک نگریسته شد. این باور پیدا شد که تاریخ ایران از دورهی بسیار کهن تا دورههای مدرن دارای تداوم بوده است. میرزا فتحعلیخان آخوندزاده، میرزاآقاخان کرمانی و جلالالدین میرزای قاجار از پیشتازان روشنفکر ناسیونالیسم رومانتیک بودند. آنها آرمانهای اصلی استقلال، وحدت، پیشرفت و رونق ملت ایران را از راه فداکاری میهنپرستانه تحققپذیر میدانستند.3. انقلاب مشروطه و هویت ملّی ایرانی
اندیشههای روشنفکری جنبش مشروطه در وهلهی نخست دو هدف اساسی را دنبال میکرد: ایجاد یک «دولت- ملت مدرن» به منظور توسعهی منابع کشور و حفظ استقلال آن در برابر قدرتهای خارجی، و تشکیل یک ملت با تبدیل مردم از رعایا به شهروندان از طریق مشارکت بیشتر در زندگی سیاسی کشور. به علاوه، این اندیشهی ملّی ملت ایران، تمامی مردمان ایران را بدون توجه به وابستگی مذهبی، ریشهی قومی، زبان یا موقعیت اجتماعی- اقتصادی دربر میگرفت. بر مبنای این اصول بود که انقلاب مشروطیت به یک جنبش میهنپرستانه و ناسیونالیستی تبدیل شد. به این ترتیب، اندیشهی «حاکمیت ملّی مردم ایران» از همان آغاز انقلاب مشروطه به شعار هواخواهان مشروطهطلبی، سکولاریسم، پیشرفت، و برابری تبدیل شد.پینوشتها
1. برای نمونه بنگرید به:
Smith, The Antiquity of Nations, pp. 130, 186, 218-219, 229,
Hobsbawm, Nations and Nationalism Since 1780, programe, Myth Reality,
1990, pp. 69, 137; Seton- Watson, Nations and States, An Enquiry into
the Origins of Nations and the Politics of Nationalism, (Boulder,
Colo.,1997), pp. 243-248, 251-255.
2. بنگرید به: Iran, iii Traditional history در Encyclopedia Iranica.
4. شرفالدین فضلالله حسینی قزوینی، المعجم فی آثار ملوک العجم، به
کوشش احمد فتوحینسب (تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1383).
4. بنگرید به: Story, I/1, 1970, pp. 243-244؛ احمد منزوی، فهرست
نسخههای خطی فارسی، ج6 (تهران: 1353)، ص 4386-4389؛ خانبابا مشار، فهرست
کتابهای چاپی فارسی، 3 جلد، ج1 (تهران: 1352)، ص 3046-3047.
5. بنگرید به: شرفالدین فضل الله بن عبدالله قزوینی، تاریخ المعجم فی
آثار ملوک العجم (ایران: محمدرضا طهرانی و محمدحسین خوانساری، دارالطباعهی
سیدمرتضی و مشهدی خدادادی، 1327ق.).
6. به نقل از یحیی آرینپور، از صبا تا نیما، 3 جلد، ج1 (تهران: 1351- 1374)، ص 239- 240.
7. بنگرید به: محمدرضا خوبروی پاک، «نخبگان محلی، جهانیسازی و رؤیای
فدرالیسم» در حمید احمدی، ایران، هویت، ملیّت و قومیت، ص 17، 88- 171.
8. به نقل از یادگار، 1/7، 1324، ص 16-17؛ دربارهی بحث آغاز کاربرد
واژهی سرزمین پدری یا مادری به معنی ناسیونالیسم «وطنی» و «سرزمین مادری»،
بنگرید به:
Afsaneh Najmabadi, Women with Mustaches and Men without Beard: Gender
and Sexual Anxieties of Iranian Modernity (Berkeley: University of
California Press, 2005), pp. 97-130;
Mohammad Tavakoli-Targhi, Refashioning Iran: Oriental-ism,
Occidentalism and Historiography (New York: Palgrave, Macmillan, 2001),
pp. 113-134.
9. دربارهی شرح مفصل ریشهی سرزمینی هویت ایرانی در قرون 19 و 20 میلادی، بنگرید به:
Firoozeh Kashani- Sabet, Frontier Fictions: Shaping the Iranian
Nation, 1804- 1946, (New Jersey: Princeton University Press, 1999).
10. بنگرید به: آدمیت، اندیشههای میرزاآقاخان کرمانی (تهران: طهوری،
1346)، ص 215؛ آدمیت، «ایدئولوژی ناسیونالیسم»، در همان، ص 159، 464.
11. به نقل از آدمیت، اندیشهی ترقی و حکومت قانون: عصر سپهسالار (تهران: خوارزمی، 1351)، ص 131.
12. همان چیزی که به «ناسیونالیسم مطبوعاتی» و «ناسیونالیسم مدارس» معروف شد. بنگرید به:
Anderson, Imagined Communities; Hobsbawm, The Invention of Traditions.
13. بنگرید به آذرکیوان، پیشین.
14. ابوعلی احمدبن محمد ابن مسکویه، جاویدان خرد (تهران: فرهنگ کاوش، 1378).
15. دربارهی پیدایش اندیشههای ناسیونالیستی در نیمهی دوم قرن نوزدهم، بنگرید به:
Juan Cole, "Marking Boundaries, Marking Time: The Iranian Past and
the Construction of the Self by Qajar Thinkers", Iranian Studies, 29/
1-2, 199, pp.. 35- 56.
16. به نقل از آدمیت، «ناسیونالیسم» در اندیشههای میرزافتحعلی آخوندزاده، ص 9.
17. همان، ص 108- 136.
18. بنگرید به: عباس امانت، «پورخاقان و اندیشهی بازیابی تاریخ ملّی ایران» ایراننامه، شمارهی 1/ 17 (زمستان 1377)؛
دربارهی تأثیر این جنبش بر ناسیونالیسم رومانتیک این دوران، بنگرید به:
Tavakoli Tarqi, op. cit. p. 86.
19. میرزاآقاخان کرمانی، آیینهی اسکندری: (تاریخ ایران از ماقبل تاریخ
تا رحلت ختمی مرتبت)، مقدمه و تحقیق علی اصغر حقدار (تهران: چشمه، 1387).
20. بنگرید به آدمیت، اندیشههای میرزاآقاخان کرمانی، ص 149.
21. بنگرید به: اعتمادالسلطنه، دررالتجان فی انساب بنیاشکان، تاریخ اشکانیان، 2 جلد (تهران: اطلس، 1371).
22. محمدنصیر فرصت شیرازی، آثارالعجم (بمبئی: سیدمحمد تاجر شیرازی، 1314ق.)
23. مهدی ملکزاده، زندگی ملکالمتکلمین (تهران: علمی، 1325)، ص 91-98.
24. دربارهی این قرارداد و پیامدهای آن، بنگرید به: داریوش رحمانیان و
منیر قادری، ایران و سیاست جهانی در آستانه قرن بیستم (تهران: خانهی کتاب،
1388).
25. بنگرید به: شفیعی کدکنی، پیشین، ص 22-23.
26. بنگرید به: احمد کسروی تبریزی، نوشتههای کسروی در زمینهی زبان فارسی، به کوشش حسین یزدانیان (تهران: سپهر، 1357).
27. محمود افشار، گنجینهی مقالات، مقالات سیاسی یا سیاستنامهی جدید،
به کوشش ایرج افشار، ج1 (تهران: بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1368)، ص 187.
28. صادق هدایت، پروین دختر ساسان و اصفهان نصف جهان (تهران: جاویدان، 2536).